نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۴ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک

کی فرود آورد از کبر دگر سر به فلک

ماه از عارض تو منفعل و آب خجل

شد و دادند گواهی ز سما تا به سمک

پستهٔ شور زند با لب شیرین تو لاف

سنگ بر سر پی آن می خورد آن کور نمک

کرد بر قلبی خود نقد دل اقرار و هنوز

دم به دم می زندش عشق تو بر سنگ محک

آخر از جور رقیب تو خیالی دانست

آنچه در باب عداوت به گدا دارد و سک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و مقام والای محبوب اشاره می‌کند و از او به عنوان "حور ملک" یاد می‌کند. او می‌گوید که زیبایی محبوب حتی ماه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث خجالت آب می‌شود. همچنین، شاعری به تلاش‌هایی برای توصیف عشق می‌پردازد که به شکل جدی و عمیق در دل او نشسته است. این احساس عشق با وجود رقیب‌ها و دشمنی‌ها همچنان پایدار است و شاعر به وضوح از دشواری‌های پیش روی خود در راه عشق سخن می‌گوید.