نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۳ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم

ترک همه گفتیم و تو را پیش گرفتیم

از غمزه کمان گوشهٔ ابروی تو ما را

هر تیر که زد بر جگر ریش گرفتیم

کردیم ز تیر تو حذر به که نگیری

بر کردهٔ ما عیب که بر خویش گرفتیم

دل عاقبت از شوق کمانخانهٔ ابرو

قربان شد و ما نیز همین کیش گرفتیم

آزاده ز شاهیّ دو کونیم خیالی

ز آن روز که خود را چو تو درویش گرفتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از عشق و پایبندی خود به معشوق صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که همه چیز را به خاطر عشق ترک کرده و تنها معشوق را انتخاب کرده است. با بیان از تیرهای عشق و غمزه‌های معشوق، نشان می‌دهد که چگونه احساسات او را تحت تأثیر قرار داده و دلش فدای زیبایی معشوق شده است. همچنین، او به نوعی از خود بی‌خود شدن و افتخار به این عشق می‌پردازد؛ به طوری که از مقام و ثروت کنونی خود دور شده و خود را مانند یک درویش می‌بیند.