شمارهٔ ۳۱ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
اگر دیده در مهر و مه ناظر است
غرض چیست او را از این، ظاهر است
از آن دم که از چشم من غایبی
حضوری ندارم خدا حاضر است
سرِ کوی شوقت عجب کعبهایست
که در وی دعا زاری زایر است
تو ای تنگ شکّر به طوطیّ جان
چه گفتی که از تو بسی شاکر است
چه محتاج قتل خیالی به تیغ
به یک غمزه خود کار او آخر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر تفکرات عمیق و عرفانی شاعر است. او بیان میکند که هر چند ما به ظواهر چیزها نگاه میکنیم، اما هدف اصلی ما از این مشاهده چیست. وقتی کسی که ما به او محبت داریم از دید ما غایب میشود، خداوند همچنان در کنار ما حاضر است. شاعر به زیبایی کوی محبوب اشاره میکند که مانند کعبهای مقدس است و دعا و زاری در آن جا وجود دارد. او به تنگی دل در عشق اشاره میکند و از تأثیر عشق و غمزه محبوب میگوید که نیاز به قساوت و جنگ ندارد و خود عشق میتواند همه چیز را تغییر دهد. به طور کلی، شعر در جستجوی معنا و حضور در عشق و ارتباط با خداوند و محبوب است.