شمارهٔ ۳۱۹ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
زآن چه حاصل چون نشد هیچ آن دهان مفهوم من
یار بوسی وعده فرمود از دهان خود مرا
آه اگر گردد چو دی آن وعدهٔ معدوم من
دم به دم خون می خورم از بخت خویش و صابرم
کاین شد از خوان ارادت در ازل مرسوم من
گرچه شد دور از حریم خاص وصل او نشد
ناامید از رحمت عامش دل محروم من
کی شدی کار خیالی راست از کوشش اگر
چارهٔ کارش نکردی خدمت مخدوم من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و اندوه شاعر میپردازد. او به ناامیدی ناشی از دوری از معشوق اشاره میکند و از وعدههای محبتی که ممکن است فراموش شود، سخن میگوید. شاعر به وضعیت خود و رنجهایی که از بخت خود میکشد، اشاره میکند و میگوید که به رغم دوری، امیدش را از رحمت عمومی معشوق قطع نکرده است. همچنین به تلاشهای بینتیجهاش برای رسیدن به محبوب و اثر خیالات در زندگیاش میپردازد. در کل، شعر غم و اندوه ناشی از عشق و فاصله را به تصویر میکشد.