نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندی خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او

گل گل است از چوب تر خوردن همه اعضای او

گوییا از شیوهٔ قدّش نشانی داد سرو

کز هوس مرغان همی میرند بر بالای او

دید نرگس عارضش را و گلِ فردوس گفت

خوب دیده ست آفرین بر دیدهٔ بینای او

چون کند دل خود فروشی با سر زلفش چو نیست

نقد جان را قیمتی در حلقهٔ سودای او

ای خیالی کی بود کز لوح دل گردد تمام

نقش جان محو و خیال یار گیرد جای او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی می‌پردازد که به خاطر لطف و زیبایی ظاهری‌اش، همانند گل و چمن مورد تحسین قرار گرفته است. شاعر از قد و قامت محبوب حرف می‌زند که بر افکار و احساسات دیگران تأثیر می‌گذارد و آنها را مجذوب خود می‌کند. نرگس نیز به زیبایی محبوب اشاره می‌کند و بر ارزش دیدن آن تأکید می‌کند. در ادامه، شاعر به این موضوع می‌پردازد که چگونه دل خود را تحت تأثیر زلف و زیبایی محبوب قرار داده است و ارزش جان را در عشق و هوس او می‌بیند. همچنین، شاعر به خیال و افکار خود اشاره دارد که تحت تأثیر محبت محبوب شکل می‌گیرد و خاطرش را پر می‌کند.