شمارهٔ ۳۲۶ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو
یعنی که محرم حرم بارگاه شو
چندین چو گرد در پی خیل و حشم مگرد
مرکب ز جای بر کن و میر سپاه شو
گر آبروی دولت جاوید بایدت
ز آن پیشتر که خاک شوی خاک راه شو
ور در سرت هوای گلستان وحدت است
دستان سرای ترجمهٔ لا الاه شو
سر بر رهی بنه که به پایان توان رسید
یعنی ز رسم و راه طلب سر به راه شو
چون دستگیر اهل گناه است رحمتش
انکار را گذار و مقرّ گناه شو
از گمرهی نیافت خیالی کسی مراد
خواهی که ره به دوست بری عذر خواه شو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به نزدیک شدن به مقام ملکوتی و معنوی اشاره دارد. شاعر از شخصی خواسته تا درباری و محرم حرم پادشاهی شود یعنی به مقام و جایگاه والای روحانی نزدیکتر گردد. او توصیه میکند که از دنبال کردن دنیا و ملزومات آن دست بردارد و به سوی عرفان و وحدت برود. همچنین بر اهمیت عذرخواهی و توبه از گناهان تأکید میکند تا از گمراهی خارج شود و به دوست حقیقی نزدیکتر گردد. در نهایت، شاعر به این باور اشاره میکند که با درخواست از رحمت الهی میتوان به مقام قرب الهی رسید.