نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۸ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او

هرکه دارد باطن صافی صفا باشد در او

ابر چون باران ببیند سیل مژگان مرا

از خجالت آب گردد گر حیا باشد در او

گفته ای رنگی ست روزی از گل رویم تو را

وعدهٔ خوب است اگر بوی وفا باشد در او

طاق ابروی تو بر روی نکو بی وجه نیست

هر کجا قبله ست محراب دعا باشد در او

سر دهد بر باد روزی ای خیالی همچو سرو

هر سری کز جانب سروی هوا باشد در او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی مفهوم معرفت و عشق به خدا و انسان‌های پاکدلی است که درونی خالص دارند. شاعر با تصاویر زیبا و معنایی عمیق، به توصیف انسانی می‌پردازد که در او زیبایی و صفا وجود دارد. او به ابری اشاره می‌کند که از خجالت، چون باران می‌بارد و بر وفا و صداقت تأکید می‌کند. همچنین از زیبایی ابروهای معشوقه‌اش و تأثیر آن بر دعا و نیایش سخن می‌گوید. در نهایت، به انسانی مثل سرو اشاره می‌کند که در دلش چنین زیبایی‌ها و احساساتی وجود دارد. شعر بر اهمیت باطن و درون انسان‌ها تأکید دارد و نشان می‌دهد که این صفا و صداقت چه تأثیری در روابط انسانی و روحانی دارد.