شمارهٔ ۳۳۲ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لطفی که می کند به محبّان عذار او
معلوم می شود همه از روی کار او
از عین مردمی ست که مشغول کار ماست
چشمش که ناز و فتنه و شوخی ست کار او
با آن که خاک رهگذرش رُفته ام به چشم
شرمنده ام هنوز من از رهگذار او
سرگشته از چه ایم چو بیرون نمی نهیم
پرگاروار پا ز خط اعتبار او
از بس که اشک ریخت خیالی ز دیده، نیست
فرقی میان دامن بحر و کنار او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ستایش محبوب میپردازد و از تأثیر شگرف او بر دلها و زندگی محبانش سخن میگوید. او به زیبایی و ناز چشم محبوب اشاره میکند که چشم هر بینندهای را جلب میکند. با وجود اینکه خود را در مسیر محبوب قرار داده است و از او شرمنده است، اما در چنگال عشق او گم شده و نمیتواند از آن رهایی یابد. شاعر احساس سردرگمی و ناامیدی میکند و به بینظمی در زندگیاش به خاطر عشق اشاره میکند. در نهایت، او شباهت بین دامن دریا و دامن محبوب را مطرح کرده و نشان میدهد که تأثیر عشق چقدر عمیق و فراگیر است.