نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانی خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه

خلقی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می‌طلبم خانه‌به‌خانه

هرکس به زبانی سخن عشق تو راند

عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه

افسونِ دل افسانهٔ عشق است، دگر نه

باقی، به جمالت، که فسون است و فسانه

تقصیرِ «خیالی» به امید کرم توست

باری! چو گنه را به از این نیست بهانه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دلتنگی خود اشاره می‌کند. او از تیر غمی صحبت می‌کند که دل عاشقان را نشانه رفته و خود را در جستجوی محبوبش توصیف می‌کند. گاهی در مکان‌های مذهبی مانند مسجد و دیر حضور دارد، اما تنها دلش به یاد معشوق است. هر کس به نوعی از عشق او سخن می‌گوید، و او خود را در جستجوی محبوبش می‌بیند. در نهایت، شاعر تصریح می‌کند که تمام جاذبه‌ها و زیبایی‌ها مربوط به معشوق است و او فقط به خاطر عشق و امید به بخشش معشوق به گناهون خود می‌پردازد.