شمارهٔ ۳۳۵ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کنایت ها به آب خضر گفته
دهانش پیش لب امّا نهفته
مگر گلزار رخسار تو رنگی ست
کزین سان سرخی رویت شکفته
چه محرابی ست طاق ابروانت
که در هر گوشه اش مستی ست خفته
صبا را آستان روبی مفرمای
به مژگان باید آن درگاه رُفته
خیالی در سخن دُر سفت و آن شوخ
نمی گیرد به گوش دُرهای سفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای چهره معشوق و تاثیر آن بر دل شاعر اشاره دارد. شاعر کنایهای به آب خضر (منبع زندهی جاودانگی) میزند و از سرخی چهره معشوق به مانند گل صحبت میکند. ابروهای او را همچون محرابی میداند که در آن نشانههای مستی نهفته است. همچنین، شاعر از نسیم (صبا) میخواهد که به درگاه معشوق نزدیک نشود، زیرا زیبایی و دلربایی معشوق آنقدر زیاد است که هیچ چیزی نمیتواند با آن مقایسه شود. در کل، شعر به وصف عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق میپردازد.