شمارهٔ ۳۳۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه
سرنوشت ازل این بود کسی را چه گناه
گر نباشد نظر لطف بود کاه چو کوه
ور بود جذبهٔ توفیق شود کوه چو کاه
تاجداران جهان پیرو فرمان تواند
زآنکه این قوم سپاهند و تویی میر سپاه
تا تو بر راه ارادت ننهی روی نیاز
نشوی از طرف اهل صفا روی به راه
در طواف حرم وصل خیالی بشتاب
که دراز است ره بادیه عمرت کوتاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در شعر «نامه طاعت و عصیان»، شاعر به بررسی سرنوشت انسانها و ارتباط آن با طاعت و عصیان میپردازد. او اشاره میکند که افراد اگر تحت نظر لطف خداوند باشند، میتوانند بر مشکلات فائق آیند و اگر این نظر لطف نباشد، حتی کوچکترین گناهانشان به کوه بزرگی تبدیل میشود. همچنین، او تأکید میکند که رهبری و قدرت در دنیای مادی تحت فرمان خداوند است و انسان باید با ارادت و نیاز به درگاه او روی آورد. در نهایت، شاعر از انسانها میخواهد که در تلاش برای وصل به حقیقت، از فرصتهای زندگیشان بهرهبرداری کنند، زیرا زمان محدود است.