شمارهٔ ۳۳۸ - استقبال از امیرخسرو دهلوی خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
همه شب در غم آن ماه پاره
همی بارد ز چشم من ستاره
بینداز اشک را ای دیده از چشم
کز او شد راز پنهان آشکاره
دلم صدپاره گشت از هجر و بیم است
که خون گردد در این غم پاره پاره
من حیران به یک نظّارهٔ تو
شدم از خویش و مردم در نظاره
به مویی جان ز زلفش بردی ای باد
چگونه جستی از تارش کناره
گذر سوی خیالی کز خدنگت
به دل سوراخها دارد گذاره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به غم و اندوه خود از جدایی و فراق معشوق اشاره دارد. او هر شب به خاطر دوری معشوق به شدت ناراحت و غمگین است و اشکهایش همچون ستارههایی از چشمانش میریزد. دلش به شدت از غم پاره پاره شده و این فقدان او را از خود بیخود کرده است. او به زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی وزش باد نیز جانش را از آن زلف میگیرد و نمیتواند از آن فرار کند. در نهایت، او به خیالاتی اشاره دارد که ناشی از تیر نگاه معشوق است و این تیر دلش را سوراخ کرده است.