شمارهٔ ۳۳۹ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی
خطا نباشد اگر بر خط وفا باشی
اگر وفای رفیقان خود به جای آری
خدای باد رفیق تو هرکجا باشی
به آهِ سرد اسیران که نیّتم این است
که در کمند تو باشم اسیر تا باشی
ز آب چشمهٔ چشمم گهی شوی آگاه
که شام غم نفسی همنشین ما باشی
نه مردمی ست که بیگانه وار از چشمم
نهان شوی و به بیگانه آشنا باشی
گر از طریق خیالی مخالفت نکنی
به صوفیان طریقت که با صفا باشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات خود درباره دوستی و وفاداری اشاره میکند. او میگوید که حتی اگر به مدتی از دوستانش دور باشد، برای وفاداری و صداقت در دوستی باید تلاش کند. او همچنین به درد و رنج اسیران اشاره میکند و ابراز میکند که میخواهد همیشه در کنار محبوبش باشد. شاعر تأکید دارد که نباید از دیگران بیگانه شود و باید با صفا و صداقت در روابطش باقی بماند. در نهایت، او بر اهمیت پیروی از راه راست و صوفیانه تأکید میکند.