نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۱ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی

ز آنروی که بسیار دویدی تو در این کوی

هرچند که گل از طرف حُسن به برگ است

او نیز کم است از رخ خوب تو به صد روی

غم نیست ز دشنام رقیبان چو نهانی

بسیار نظرهاست سگت را به دعاگوی

گویم صفت نکهت زلف تو و لیکن

ترسم که از این قصّه برد باد صبا بوی

گر غارت دلها کند آن طرّه خیالی

با او بدر آویز از اینها سر یک موی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از اشک خود و غم فراق محبوب سخن می‌گوید و از کسی می‌خواهد که درباره محبوبش خبر دهد. او اشاره می‌کند که هر چند زیبایی گل قابل تحسین است، اما زیبایی محبوبش از آن هم برجسته‌تر است. شاعر به دشنام‌های رقیبان اعتنا نمی‌کند زیرا عشق او نهانی است و در دلش باقی مانده است. همچنین، او نگران است که توصیف زیبایی محبوبش موجب برانگیختن حسادت دیگران شود. در نهایت، به نظر می‌رسد که شاعر در پی آن است که با محبوبش تماس برقرار کند، حتی اگر برای این کار چاره‌ای جز کناره‌گیری از همه چیز نداشته باشد.