نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۸ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی

کز راه تکبر نرسد کار به جایی

هرکس که به می صاف نارد قدح دل

گر صوفی وقت است در او نیست صفایی

چون دفتر گل باد پراکنده به هر باد

هر دل که در او از طرفی نیست هوایی

مستانِ می شوق تو را غیر قدح نیست

در دور حریفی که زند گرد برایی

ما را چو سکندر هوس چشمهٔ حیوان

زآن است که دارد به لبت نسبت مایی

ای سرو خیالی چو هوادار قدیم است

گه گه به رهش بهر خدا طال بقایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم تسلیم در برابر واقعیت‌ها و دوری از تکبر می‌پردازد. شاعر به دل می‌گوید که باید تسلیم باشد و از خودخواهی دوری کند، زیرا کسی که به می خوشنودی نرسد، در واقع به آرامش نمی‌رسد. او اشاره می‌کند که دل‌ها مانند گل‌ها در باد پراکنده شده و هر کس که از حقیقت دور است، شادابی نخواهد داشت. در نهایت، شاعر از عشق و شیدایی سخن می‌گوید و به خدمت به معشوق و حفظ ارتباط با او اشاره دارد.