نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۰ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای که در عالم خوبی به لطافت علمی

گلرخان برگ و گیاهند و تو باغ ارمی

گر نه باغی ز چه معنی طرب انگیز و خوشی

ورنه سروی ز چه رو سرکش و صاحب قدمی

گرچه سرمایهٔ حسن مه نو بسیار است

هیچ از او ابروی دلجوی تو را نیست کمی

خیز و دیگر مکن ای گل به رخش دعوی حسن

ورنه بنشین به همین داعیه چندانکه دمی

ای خیالی به وجودش همه شیرین گویی

چو دهانش سخن آغاز کند تو عدمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره دارد و شاعر او را با گل‌ها و باغ‌های بهشتی مقایسه می‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که به زیبایی‌اش افتخار نکند، زیرا محبت و جذابیت او فراتر از زیبایی‌های ظاهری است. او تأکید می‌کند که اگرچه زیبایی‌های زیادی وجود دارد، ابروی دلربا و خاص معشوق او را بی‌نظیر می‌کند. شاعر در پایان به خیال معشوق اشاره می‌کند که وقتی لب به سخن باز می‌کند، به نظر می‌رسد که همه چیز رنگ باخته و به عدم تبدیل می‌شود.