نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بدین شوخی که تو بنیاد داری

عجب گر خاطری را شاد داری

فراموشت نخواهم کرد گفتی

فراموشت شد این هم یاد داری؟

هوای من نداری تا کی ای سرو

سر و کار مرا بی یاد داری

چه سعی است از نظر افتادن ای اشک

تو می‌دانی که پیش افتاد داری

خیالی آن پسر شوخ و تو سرکش

گله از بخت مادرزاد داری؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده به یک شوخی و ظاهراً خوش‌خیالی اشاره می‌کند که شخص مورد نظرش دارد. او بیان می‌کند که هرچقدر هم که آن شخص ادعا کند که فراموشش نخواهد کرد، در نهایت فراموشش کرده است. گوینده از دوری و عدم توجه محبوبش گله دارد و تأکید می‌کند که همچنان به یاد اوست. همچنین به اشتباهات و ناکامی‌های خود در عشق اشاره می‌کند و از چالش‌هایی که از شرایط بخت و سرنوشتش ناشی شده، شکایت دارد.