شمارهٔ ۳۵۸ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی
ولی باشد که با ما خوش برایی
دلم با تو از آن رو آشنا شد
که باشد آشنایی روشنایی
اگر حیران نیی در قدّش ای سرو
چرا پا در گِل و سر در هوایی
مزن ای ماه نو با ابرویش لاف
که بسیاری از او کم می نمایی
به قدر هرکسی حق تحفه یی داد
تو را شاهی خیالی را گدایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ روابط عاشقانه و احساسات پیچیدهٔ ناشی از عشق است. شاعر به ماه (نمادی از معشوق) میگوید که هرچند او شوخ و بیوفاست، امید است که با او خوش بگذرد. دل شاعر با معشوق آشنا شده، زیرا این آشنایی نشانهٔ روشنی است. همچنین شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که به موقعیت خود توجه کند و خود را دست کم نگیرد. در نهایت، شاعر میگوید که هرکس به قدر خود ارزشی دارد و معشوق نیز در نظر او ارزشمند است.