نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۴ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی

که سرّ بیخبران را به رمز دریابی

اگر چو لاله بدانی ز بیوفایی عمر

بسی ز آتش دل داغ بر جگر یابی

گهی به منصب شاهی رسی به دولت عشق

که بر سپاه هوا و هوس ظفر یابی

به عزّ و نازِ جهان دل منه که بعد دو روز

نه زاین خبر شنوی و نه زآن اثر یابی

به قول اهل سعادت نشان آزادی ست

قبول بندگی مقبلان اگر یابی

خیالیا چو نشان قبول دل ادب است

به اهل دل به ادب باش تا نظر یابی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مسایل عشق، لذت و بی‌وفایی می‌پردازد. شاعر به خواننده می‌گوید که از لذت‌های مستی غافل نشود و واقعیت‌های زندگی را بشناسد. او بر این باور است که اگر انسان به بی‌وفایی عمر پی ببرد، داغ‌های بسیاری بر دلش می‌نشیند. همچنین، شاعر به دست‌یابی به مقام عشق و قدرت آن اشاره می‌کند، اما هشدار می‌دهد که فریب ظواهر دنیا را نخورند، زیرا همه چیز گذراست. او نهایتاً به اهمیت ادب و احترام به اهل دل می‌پردازد و می‌گوید که درک و قبول عشق و آزادی، نیاز به ادب و احترام دارد.