شمارهٔ ۳۶۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گر ای دل بر طریق عذرخواهی
به راهش سر نهادی سر به راهی
کسی قدر رخ و زلفت شناسد
که بشناسد سفیدی از سیاهی
که بخشد روشنی گفتی شبت را
چو گفتی بر تو می ماند که ماهی
چو مه چندین مناز از خرمن حسن
که زود آن فرصتی آید که کاهی
گداییِّ تو می خواهد خیالی
تو گر خواهی و گرنه پادشاهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دل میگوید که اگر بر عذرخواهی و طلب بخشش تمرکز کند و به راهی برود، کسی وجود دارد که ارزش زیبایی و رازهای او را درک کند. او میگوید که کسی قدر و زیبایی واقعی را میشناسد که بتواند تفاوت روشنایی را از تاریکی تشخیص دهد. همچنین به زیبایی شب که به ماه میماند اشاره میکند و به این نکته میپردازد که فرصتهای زیبا و خاص کوتاه هستند و نباید از دست بروند. در نهایت، شاعر میگوید که اگر دل بخواهد، میتواند به گدایی عشق و خیال بپردازد یا شاهی و بزرگی را بپذیرد.