نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۶ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

کجا باشد چو می روشن ضمیری

که دارد به ز ساغر دستگیری؟

جوانی کو ننوشد بادهٔ شوق

ز دست نازنینی دلپذیری

اگر پیری رسد آن بی ارادت

ورا نبود نصیب از هیچ پیری

چه گویم چیست چشم دلفریبش

گزین شوخی بلای بی نظیری

به امّیدی سپر کردیم سینه

که با ما هم رسد ز آن غمزه تیری

خیالی کیست پرسیدی بر این در

که خواهد بود درویشی فقیری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی جوانی و شوق زندگی اشاره می‌کند. او به می و نوشیدن باده اشاره می‌کند که می‌تواند در روشن‌تر شدن ضمیر انسان کمک کند. همچنین، او بیان می‌کند که جوانی که از لذت‌های عشق و زیبایی دور باشد، از زندگی واقعی و خوشحالی محروم است. شاعر به پیری نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی به صورت بی‌اراده به آن برسد، نصیب‌هایی از آن نخواهد داشت. در نهایت، او به خوش‌چشمی معشوق و دل بریدن از غم‌ها توجه می‌کند و اشاره‌ای به درویشی فقیر دارد که در جستجوی معشوق است.