نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۳ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی

نیست تنها دردمندان تو را مشکل یکی

ای دل ار عزم طریق راه عشقت در سر است

این بیابان رهزنی دارد به هر منزل یکی

گر تو را در سر هوای گلستان جنّت است

پای بیرون نه از این زندان آب و گل یکی

حاصل هر دو جهان درباختم تا، روشنم

شد که هست از نیستی هر دو جهان حاصل یکی

جام می از لعل ساقی از چه رو خون ریز شد

هر دو را گر نیست در قتل خیالی دل یکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مشکلات و دردهای عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که این مسائل فراوان است و دل‌ها در جستجوی یکی است. او از عزم خود برای پیمودن راه عشق صحبت می‌کند و به دشواری‌هایی که در این راه وجود دارد اشاره می‌کند. همچنین، به محدودیت‌های دنیای مادی و زنگی در این جهان اشاره می‌کند و می‌گوید که هر دو جهان (دنیوی و اخروی) حاصل و نتیجه یک چیز هستند. در نهایت، شاعر در مورد شراب و رویدادهای عاطفی که می‌تواند بر دل انسان تأثیر بگذارد، تأمل می‌کند و بیان می‌دارد که هر دو طرف در این جدایی و درد عاطفی در واقع یکی هستند.