شمارهٔ ۶ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مرا
غم پنهان تو رسوای جهان کرد مرا
بارها عشق تو می گفت که رسوا کُنمت
هرچه می گفت غم عشق همان کرد مرا
این نشان بس ز وفا ترک کماندار تو را
که چو تیری به کف آورد نشان کرد مرا
گفتم ای اشک مرو هر طرفی گفت برو
کآنکه پرورد بدین گونه روان کرد مرا
شادکام از روش نظم خیالی ز آنم
که خیال سخنش ورد زبان کرد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند. او به تأثیر عمیق و ویرانگر عشق بر زندگیاش اشاره دارد و میگوید که چشمان معشوقش باعث آسیب و غارت جانش شده است. غم این عشق او را در دنیا رسوا کرده و بارها از عشقش شنیده که باید خود را افشا کند. همچنین، شاعر به وفای معشوق و تأثیر آن بر احساساتش اشاره میکند و در نهایت از خوشبختیای که از خیال و نظم کلام معشوق به او دست یافته، سخن میگوید.