شمارهٔ ۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را
دیگر نمی شناسد آن ناشناخت ما را
صرّاف عشق در ما قلبی اگر نمی دید
در بوتهٔ جدایی کی می گداخت ما را
ای دل مساز ما را بی او به صبر راضی
زیرا که این مفرّح هرگز نساخت ما را
دل در طریق وحدت از نیستی نزد دم
در راه عشقبازان تا در نباخت ما را
با سوز او خیالی چون عود ساز و خوش باش
کآخر چو چنگ روزی خواهد نواخت ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جدایی و عشق بیان شده است. شاعر اشاره میکند که اگرچه نی (نماد موسیقی و احساس) در گذشته ما را شاد کرده، اما اکنون فراموش شده و ما را نمیشناسد. همچنین، در مورد صراف عشق سخن میگوید که اگر قلبی در ما نمیبیند، جدایی به ما صدمه میزند. شاعر از دل میخواهد که بدون معشوق، به صبر راضی نشود، چون این صبر هیچ آرامشی به او نمیدهد. در نهایت، به اهمیت عشق و وحدت اشاره میکند و از سوز و شوق آن چون عود صحبت میکند تا نشان دهد که عشق میتواند باز هم ما را شاد کند.