نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست

یعنی طبیب خسته دلان جز حبیب نیست

تنها نه ما وظیفهٔ انعام می خوریم

از خوان رحمت تو کسی بی نصیب نیست

گر یاد می کند ز غریب دیار خویش

هیچ از کمال مرحمت او غریب نیست

گوشی که شد ز ولولهٔ چنگ و نی گران

شایستهٔ نصیحت و پند ادیب نیست

بگشا دری به روی خیالی ز باغ وصل

مرغی که صید تست کم از عندلیب نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و محبت است. شاعر به بیان این می‌پردازد که درد و رنج عشق به درمان نیاز دارد و تنها حبیب واقعی می‌تواند این درد را برطرف کند. او بیان می‌کند که همه انسان‌ها از رحمت و نعمت‌های الهی بهره‌مند هستند و هیچ‌کس از این لطف بی‌نصیب نیست. همچنین اشاره می‌کند که در یادآوری جنبه‌های خوب و محبت‌آمیز، هیچ کس نمی‌تواند خود را از کمال رحمت محروم داند. در نهایت، شاعر از خواندن اشعار و نصایح می‌گوید و به دنبال راهی برای اتصال به عشق و وصال است.