شمارهٔ ۶۶ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
نرگس چشم تو بیمار ز بی پرهیزی ست
بر قمر قاعدهٔ زلف تو مشک افشانی ست
در شکر شیوهٔ خطّ توعبیر آمیزی ست
سالها شد که ز شوق مه روی تو چو شمع
منِ دل سوخته را داعیهٔ شب خیزی ست
گر ندارد به کف از غمزهٔ شوخت تیغی
کار ابروی تو پیوسته چرا خون ریزی ست
از پیِ ریختنِ خون خیالی چشمت
اینکه در عین بلا تیغ کشید از تیزی ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر از جلوههای مختلف چهره و صفات محبوب صحبت میکند و تأثیر آنها بر دل و جان خود را توصیف میکند. او به خصوص بر زیبایی چشمها، زلف و خط معشوق تأکید میکند و میگوید که عشق به او همچون شمعی است که سالها در سوختن است. همچنین به تلخی و غم ناشی از عشق میپردازد و متذکر میشود که هر نگاه محبوب او بر دلش تأثیرات عمیقی دارد. در نهایت، اشاره به تیغ ابرو و تأثیر آن بر قلب شاعر، نمادی از درد و زیبایی عشق است.