شمارهٔ ۷۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرّد نیست
طریقِ سالکانِ راه تجرید مجرّد نیست
در این بستان کسی را می رسد دعویّ آزادی
که همچون سرو دربند هوای دل مقیّد نیست
به فتوای خردمندان نکویی بر بدی سهل است
کسی بر رغم بدکیشان اگر نیکی کند بد نیست
به تاج زر فرو ناید سرم ز آن رو که در کویش
مرا بخت گدایی هست اگر بخت زمرّد نیست
گر از تو تیغ آید بر سرم گردن نخواهم تافت
بدین معنی که آمد را به قول عاشقان رد نیست
اگرچه رسم سربازی طریق عشقبازان است
ولی ز اندیشهٔ هجران خیالی را سر خود نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به بررسی مفاهیم آزادی، عشق و معنویت میپردازند. شاعر به انتقاد از رسم و رسوماتی میپردازد که به نوعی محدود کنندهی روح و جان انسانها هستند. او تأکید میکند که آزادی واقعی در بند محبت و علاقهی به معشوق نیست و کسی میتواند ادعای آزادی کند که به مانند درخت سرو، به هیچ چیزی وابسته نباشد. همچنین بیان میکند که انجام نیکی در دنیای پر از بدی، کار دشواری نیست و ارزش دارد. در نهایت، اشاره میکند که گاهی راه عشق و جنون به راه سربازی گره میخورد، اما آنچه که به واقع مهم است، غیر از افکار منفی و تلخیهای جدایی، عشق خالص است.