شمارهٔ ۷۲ - استقبال از همام تبریزی خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
که میداند میِ شوق از چه جام است
به جز چشمت که او مست مدام است
شراب ار با تو نو شد دل حلال است
وگرنه این صفت بر وی حرام است
دلا بگذر ز خود کاندر ره عشق
نخستین گفته ترک ننگ و نام است
بجز سودای ابروی تو دیگر
همه کارِ مه نو ناتمام است
سر زلف تو را مرغی که داند
کدام است و به در ماند که دام است
خیالی گر چو شمعی ز آتش دل
نسوزی خویشتن را کار خام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و شوق اشاره دارد و عنوان میکند که عشق واقعی تنها از چشمان معشوق نشأت میگیرد. شاعر بیان میکند که اگر شراب عشق با معشوق تازه و حلال باشد، در غیر این صورت، نادرست است. او توصیه میکند که از خودگذشتگی در عشق لازم است و فرد باید به دنبال ننگ و نام نباشد. در نهایت، به زیباییهای معشوق و تأثیری که بر روح و دل میگذارد، اشاره میکند و میگوید که اگر کسی نداند چگونه در عشق بماند، دچار دردسر خواهد شد.