شمارهٔ ۷۳ - استقبال از بساطی سمرقندی خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است
بی دهانت آب خضر از جانب او با لب است
تا پدید آمد ز رویت زلف اشک افشان شدیم
شب چو پیدا می شود گاهِ طلوع کوکب است
گر مزید حسن خواهی زلف را کوته مساز
روز را چون روزِ بازار درازی از شب است
تا نشان داد از خم محراب طاق ابرویت
عادت رندان عبادت ورد یاران یارب است
ای خیالی ترک این یارانِ کم نعمت بگو
تا نکورویان نگویندت فلان بد مذهب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و ارتباط آن با زندگی و محبت را به تصویر میکشد. شاعر به وجود زیباییهای طبیعی و انسانی اشاره میکند و میگوید که گرچه زیبا بودن معجزهآساست، اما برای درک آن نیاز به زبان و بیان وجود دارد. او به محبوبش میگوید که زیبایی او مانند شب و روز است و اگر بخواهد زیباییاش را حفظ کند، نباید زلفش را کوتاه کند. همچنین به رفتار رندان و عابدان اشاره دارد و هشدار میدهد که نباید به نظر دیگران درباره خود اهمیت بدهد. در این کلیت، شاعر عشق را با زیبایی و عبادت ترکیب کرده و به دنبال تداوم این زیباییها در زندگی است.