نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است

لیک در خوبی ز ابروی تو بسیاری کم است

گرنه دزد نقد قلب ماست زلف شب روَت

از چه معنی اینچنین آشفته حال و درهم است

گوشهٔ خاطر بپرداز ای دل از سودای جان

در حریم خاص جانان غیر چون نامحرم است

آه کز سودای چشمت حاصل عمر عزیز

می‌رود در عین خونخواری و آن هم یک دم است

ای دریغا نیست بنیاد بقا را محکمی

ورنه با جانان بنای عهد ما بس محکم است

ای خیالی کار عالم چون به کین جان ماست

جان اگر خواهی مباش ایمن که کار عالم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و به مقایسه او با ماه نو می‌پردازد که شوخ طبعی و زیبایی خاصی دارد. شاعر به احساسات درهم و آشفته‌اش اشاره می‌کند و از دل می‌خواهد که از آرزوهای بی‌نتیجه فاصله بگیرد. او به اهمیت نامحرم بودن و حفظ حریم شخصی در عشق اشاره دارد و حسرتی عمیق از گذر عمرش را به خاطر آرزوهایش ابراز می‌کند. در نهایت، شاعر از بی‌ثباتی زندگی و عشق می‌نالد و هشدار می‌دهد که وابستگی به زیبایی‌ها می‌تواند خطرناک باشد.