شمارهٔ ۷۷ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
گرچه طریق وفا قدیم است
علم نداری تو حق علیم است
با تو دل ما یکی ست لیکن
آنهم به تیغ جفا دو نیم است
گر به ادب درّ گوش نگیرد
پیش حدیث تو نایتیم است
آنکه ز زلف تو گاه گاهی
جان به نسیمی دهد چو نسیم است
گر تو ز راه کرم نبخشی
کام خیالی، خدای کریم است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع وفا و دوستی اشاره میکند و بیان میکند که با وجود وفاداری دل، این وفا به خاطر جفا و ظلم از هم پاشیده شده است. شاعر به طرف مقابل میگوید که اگر ادب را در نظر نگیرد، به سخنان او توجه نخواهد شد. همچنین، به زیباترین شکل ممکن، عشق و احساساتش را توصیف میکند و بیان میکند که اگر طرف مقابل بخاطر بخشش و کرم خود، محبت نکند، در حقیقت این کمبود را از خداوند کریم میداند.