شمارهٔ ۸۰ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست
بحری ست لطف دوست که گردون حباب اوست
گر صادقی چو صبح مزن جز به مهر دم
چون صدق عالمی ست که مهر آفتاب اوست
راه ادب گزین که سزاوار افسر است
هرسر که از طریق ادب بر جناب اوست
اندیشه از کشاکش روز حساب نیست
آن را که چشم بر کرم بی حساب اوست
دربند زلف یار نه تنها دل من است
هرجا دلی ست شیفتهٔ پیچ و تاب اوست
آهسته رو خیالی و دست از هوس بدار
زین خنگ تیز رو که مه نو رکاب اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی عشق و محبت را توصیف میکند. شاعر عشق یار را همچون گنجی با ارزش میداند و لطف دوست را مانند دریایی معرفی میکند که دنیا تنها حبابی از آن است. او از صداقت و محبت در زندگی صحبت میکند و به اهمیت راه ادب اشاره میکند که برای رسیدن به عشق واقعی ضروری است. شاعر تاکید دارد که هر دل عاشق، درگیر زیباییهای محبوبش است و از وسوسهها دوری کند. در نهایت، او به آرامش و دوری از هوسها دعوت میکند تا به حقیقت عشق نزدیکتر شود.