شمارهٔ ۸۵ - استقبال از کمال خجندی خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نرگس خیال چشم تو در خواب ناز یافت
سرو از هوای قدّ تو عمر دراز یافت
نی را که رفته بود دل سوخته ز دست
چون از وصال تو خبری یافت باز یافت
خاک ره نیاز شو ای دل که چشم من
هر آب رو که یافت ز اشک نیاز یافت
با سوز دل بساز و دم از نور زن که شمع
این منزلت که یافت ز سوز و گداز یافت
ای نی رهی نما به خیالی ز کوی دوست
کاو در طریقِ عشق تو را چشم باز یافت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیرات عشق اشاره میکند. او از خیالی که در خواب در مورد چشمان معشوق دارد صحبت میکند و بیان میکند که عشق و محبت معشوق باعث شده است عمر او طولانیتر شود. همچنین، بعضی اشیاء مانند نی از جدایی و دلتنگی به وصال و خوشحالی باز میگردند. شاعر از دل خود میخواهد که خاکراه عشق باشد و اشاره میکند که چشم او هر جا که به اشک نیاز بیفتد، آبرو پیدا میکند. در نهایت، او از نی میخواهد در مسیر عشق مسیر را به او نشان دهد، زیرا در این راه عشق، چشمانش روشن شده است.