شمارهٔ ۸۸ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر خسته خاطری که چو نی چشم باز نیست
در پرده محرم سخن اهل راز نیست
پا در گل است همّت کوتاه دست تو
ورنه طریق کعبهٔ وصلش دراز نیست
پای از سرِ نیاز بنه در ره طلب
زاد رهی چو به ز طریق نیاز نیست
انکار بر حقیقت عشقم کسی کند
کاو واقف از حقیقت عشق مجاز نیست
بشنو نصیحتی و حذر کن ز آه من
مشنو که آه سوختگان جانگداز نیست
با جور دور ساز خیالی و صبر کن
کار تو گر نساخت چه شد کار ساز نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به موضوع عشق و دشواریهای آن میپردازد. او به روح خستهای اشاره میکند که اگرچه چشم باز ندارد، ولی باید درک کند که درستی عشق قابل انکار نیست. شاعر همچنین به محدودیتها و چالشهای مسیر عشق اشاره میکند و میگوید که شاید همت انسان کوتاه باشد، اما راه وصال به کعبه عشق همچنان وجود دارد. او از شنونده میخواهد که به نصیحتهای او گوش دهد و از درد و رنج سوختگان آگاه باشد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که باید با صبر و تحمل به ادامه راه پرداخت و از خیالهای نادرست دوری کرد.