نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ خیالی بخارایی

خیالی بخارایی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دست

بر سرِ بازار سودای تو بر وجهی نشست

شیوهٔ رفتار اگر این است ای سرو بهشت

شاخ طوبی را بسی بر طرف جو خواهی شکست

سرو اگر لافد به بالای تو آب او مبر

سهل باشد زور کردن بر حریف زیر دست

میل دل با چشم او از غایت دیوانگی ست

عین بی عقلی ست صحبت داشتن با ترک مست

می‌کشد پیش خیال او خیالی نقد جان

درخور او نیست امّا هرکه هست و هرچه هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق عشق و غم و اندوه اشاره دارد. شاعر از اشک‌ها و دردهای خود در اثر دوری محبوب صحبت می‌کند و به زیبایی و جذابیت او اشاره می‌کند. او به سرنوشت و رفتار سرد و بی‌احساس محبوب انتقاد می‌کند و می‌گوید که برای رسیدن به او باید تلاش زیادی کرد. همچنین، شاعر به جنون و دیوانگی ناشی از عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که ارتباط با معشوقی که مستی خاصی دارد، همچون سخن گفتن با کسی بی‌عقل است. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که آرزوها و آمالش در خیالاتش تصویر می‌شود، هر چند که ممکن است به دست نیامدنی باشد.