نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما جام جهان نمای ذاتیم

ما مظهر جمله صفاتیم

ما نسخه نامه اللهیم

ما گنج طلسم کائناتیم

هم صورت واجب الوجودیم

هم معنی و جان ممکناتیم

هر چند که مجمل دو کَونیم

تفضیل جمیع مجملاتیم

برتر ز مکان و در مکانیم

بیرون ز جهات و در جهاتیم

ما هادی جمله علومیم

محبوس نحیف را نجاتیم

کو مرده بیا که روح بخشیم

کو تشنه بیا که ما فراتیم

ای درد کشیده ی دوا جوی

از ما مگذر که ما دوائیم

چون قطب ز جای خود نجنبیم

چون چرخ اگرچه بی ثباتیم

هم مغربیم و مشرق و شمس

مه ظلمت و چشمه حیاتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به توصیف مقام انسان و ویژگی‌های او می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که انسان‌ها تجلی و مظهر صفات الهی هستند و در عین حال به عنوان موجوداتی ممکن، تمام ابعاد عالم را در خود دارند. آن‌ها برتر از مکان و زمان هستند و در عین حال از آن‌ها نیز تأثیر می‌پذیرند. انسان‌ها نه تنها هادی علوم و دانش‌ها هستند، بلکه می‌توانند به دیگران کمک کنند و زندگی را به آنان باز گردانند. در نهایت، با وجود تغییرات ظاهری، همگی در واقعیت یکپارچه و ثابت‌اند و وجودشان منبع حیات و نور است.