شمارهٔ ۱۲۶ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
معنی حسن تو در صورت جان میبینم
عکس رخسار تو در جام جهان میبینم
دفتر حسن بتان را بنظر می دارم
از تو در هر ورقی نام و نشان میبینم
غمزه ایت را چو نظر میکنم از هر نظری
همه بر حسن رخت را نگران میبینم
گرچه از دیده اغیار نهانمی گردی
منت از دیده اغیار عیان میبینم
میکنم هر نفسی دیده از نور تو وام
تا بدان دیده ترا گر بتوان میبینم
خویشتن را چو منم سایه تو زان شب و روز
در پیت بر صفت سایه دوان میبینم
که هویدا شوی از فرط نهانی بر من
گاه از فرط نهانیت عیان میبینم
تو یقینی و جهان جمله گمان من بیقین
مدتی شد که یقین را ز گمان میبینم
تو مرا مغربی از من به من و در من بین
چند گویی که ترا درد گران میبینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگویند. شاعر در خطوط ابتدایی ابراز میکند که زیبایی و صورت معشوق را در وجود خود و همچنین در جهان پیرامون میبیند. او با تأکید بر اینکه حتی غمزههای معشوق را در هر نگاهی میبیند، نشان میدهد که عشق و زیبایی او را تحت تأثیر قرار داده است. حتی اگر معشوق از دیدگان دیگران پنهان شود، شاعر همچنان او را در دل و وجود خود حس میکند. در نهایت، شاعر به وجود وابستگی و نزدیک بودن معشوق به خود اشاره میکند و اینکه این عشق برای او واقعیتی عمیق و بیقید و شرط است. این شاعر با ظرافت زیباییهای معشوق را توصیف کرده و به عمق احساساتش نسبت به او میپردازد.