شمارهٔ ۱۴۲ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلی دارم که باشد جای جانان
مدام از دل بود ماوای جانان
دلی دارم چو آینه که دائم
در او بینم رخ زیبای جانان
سویدائیست آندل را که دائم
نباشد خالی از سودای جانان
دلم را نیست پروای دل و جان
که ناپرواست از پروای جانان
درونی دارم از غوغای عالم
شده خالی پر از غوغای جانان
بسان کشتی اندر انقلاب است
مدام از جنبش دریای جانان
دماغ جان همی دارد معطر
نسیم زلف مشک آسای جانان
روان مغربی پر شور دارد
لب شیرین شکر خای جانان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وابستگی شدید شاعر به معشوقهاش است. دل شاعر همچون آینهای است که همیشه زیبایی معشوق را در خود میبیند و سرشار از عشق اوست. او هیچ نگران حال و آینده خود نیست، زیرا عشق به جانان برایش مهمتر از همه چیز است. دلش پر از احساسات و شور و شوق است و همچون کشتیای در دریای عشق، دائم در حرکت و تغییر است. در این شعر، توصیفاتی از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح و روان شاعر نیز مشاهده میشود.