شمارهٔ ۱۵۷ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
آن مرغ بلند آشیانه
چون کرد هوای دام و دانه
پرواز گرفت گشت ظاهر
از سایه تیر او زمانه
مرغی که دو کون سایه اوست
در سایه خویش کرده خانه
مرغ دل ما ز هر دوعالم
اندر پی او گرفت لانه
ان مرغ شگرف ذات عشق است
بسمل و مقدس و یگانه
اوراست نعوت بی نهایت
اوراست صفات بیکرانه
بحریست که هر زمان ز موجش
صد بحر دگر شود روانه
با عشق همیشه عشق بازد
با خویشتن است جاودانه
معشوقه و عشق و عاشق آمد
آینه و روی و زلف و شانه
بر صورت خویش گشته عاشق
بر غیر نهاده صد بهانه
آواز خودش شنیده از خود
تهمت بنهاده بر چغانه
از نغمه خود سماع کرده
بیمطرب و بیدف و ترانه
فیالجمله ز غیر نیست پیدا
هم نام و نشان و هم نشانه
ایمغربی ضعیف و ناچیز
یاری تو گه درین میانه
بردار خودی خود زخود تا
در دهر بمانی جاودانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن عشق و ارتباط آن با وجود انسانی میپردازد. مرغ بلند آشیانه نماد عشق است که در جستجوی معنا و زندگی پرواز میکند. این مرغ در دو دنیای متفاوت قرار دارد، اما همواره در پی عشق و دوست داشتن است. عشق به عنوان یک ذات شگرف و مقدس توصیف شده و به زیباییهای بیپایان آن اشاره میشود. شاعر با استفاده از تصاویری چون آینه و زلف، رابطه عاشق و معشوق را نشان میدهد و بر اهمیت اتصال با خود و وجود در دنیای جاودانه تاکید میکند. نهایتاً، او به دیگران توصیه میکند که خود را از تعلقات دنیایی آزاد کنند تا در این دنیای عشق باقی بمانند.