نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا آن لبت خندان تازه

بتن هردم فرستد جان تازه

بچشم جان تازه هر زمانی

ناید چهره جانان تازه

دهد هر ساعتی طفل دلم را

نگارین شیر از پستان تازه

ز دریای دل و جانم برآرد

دمادم لولو مرجان تازه

برون آید مرا در جان و در دل

هزاران روضه و بستان تازه

نماید هر زمانی معجزی نو

بیارد حجت و برهان تازه

ولیعهد خودش سازد دگر بار

نویسد بهر او فرمان تازه

قدیمی عهد را سازد مجدد

کند با مغربی پیمان تازه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ زیبایی و جذابیت معشوق است که هر لحظه تازگی و زندگی جدیدی به دل شاعر می‌بخشد. لب خندان او جان تازه‌ای به روح شاعر می‌دهد و هر لحظه شاهد زیبایی‌های نو و معجزات جدیدی است. شاعر احساس می‌کند که معشوقش هر بار به گونه‌ای تازه و دل‌انگیز ظاهر می‌شود و او را به وجد می‌آورد. همچنین، اشاره‌ای به ادامه و تجدید عهدهای قدیمی و ایجاد پیمان‌های جدید با معشوق وجود دارد که نشان‌دهندهٔ رابطهٔ متحول و زنده‌ای است که میان شاعر و معشوق برقرار است.