شمارهٔ ۱۶۴ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آنچه میدانم از آن یار بگویم یا نه
و آنچه بنهفته ز اغیار بگویم یا نه
دارم از اسرار بسی در دل و در جان مخفی
اندکی زانهمه بسیار بگویم یا نه
گرچه از عالم اطوار برون آمده ام
سخنی پند باطوار بگویم یا نه
سخنی را که در آن بار بگفتم با تو
هست اجازت که درین بار بگویم یا نه
معنی حسن گل و صورت عشق بلبل
همه در گوش دل خار بگویم یا نه
وصف آنکس که درین کوچه و این بازار است
در سر کوچه و بازار بگویم یا نه
آنکه اقرار همی کرد چرا منکر شد
علت و موجب انکار بگویم یا نه
سبب آنکه یکی در همه عالم ظاهر
گشت در کسوت بسیار بگویم یا نه
سر این نقطه که او هر نفسی دایره ای
مینماید نه بتکرار بگویم یا نه
مغربی جمله گفتار بگفتی یا نه
آنچه گفتی تو بگفتار بگویم یا نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به دل مشغولی و تردید خود درباره بیان رازها و حقیقتها میپردازد. او از خود میپرسد آیا باید آنچه از یار و اسرار پنهان دارد را بگوید یا نه. او به وجود احساسات و تجربیات عمیق در دل و جان خود اشاره کرده و به چالشهای بیان این احساسات فکر میکند. همچنین از ابهاماتی که در روابط انسانی وجود دارد سخن میگوید و میپرسد آیا باید توضیحاتی درباره آنها بدهد یا نه. در نهایت، او نگران پیامدهای بیان واقعیات و معانی عمیق زندگی و عشق است و در جستجوی اجازه و صلاحیت برای بیان این موارد است.