نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیش شیران دعوی شیری مکن چون روبهی

نا خوش است از زشت و لاغر لاف حسن و فربهی

خوش نباشد با اسیری از امیری دم زدن

زشت باشد با گدائی لاف و دعوی شهی

تو سلیمانی ولیکن دیو دارد خاتمت

یوسفی اما عزیز من هنوز اندر چهی

دعوی ناکرده خودرا از خودی خود بخود

خلق را دعوی بخود کردن بود از ابلهی

تو تهی از حق از آنی کز خودی خود پری

پر ز حق آن دم شوی کز خویشتن گردی تهی

ابتدائی نیست ره را پس تو چونی مبتدی

انتهایی نیست حق را پس تو چونی منتهی

ابتدا و انتها بود آن او نه از تو است

بگذری از هر دو یکباره و از خود وارهی

طفل راهی رو طلز کن پیر ره بینی بحق

تا زمام اختیار خود بدست او دهی

روز و شب در نور ارشادش همی رو ره را

تا قدم از ظلمت آباد دل بیرون نهی

بعد از آن چون مغربی از راه و رهرو فارغ است

رهرو و ره را بدور انداز اگر مرد رهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به نقد و بررسی خودخواهی و ادعای کذب افراد می‌پردازد. شاعر به شیران و امیران اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید مانند روباه‌ها به خود brag کنند. همچنین بیان می‌کند که ادعای حاکمان و گدایان زشت است و از طرفی، اگرچه انسان‌ها ممکن است به شکلی خاص باشند، پایان آن‌ها می‌تواند تلخ باشد. شاعر از حق و باطل سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که واقعیات را نمی‌توان در ادعاهای بی‌اساس خلاصه کرد. افراد باید از خودخواهی‌ها و ادعاهای نادرست فاصله بگیرند و به حقیقت نزدیک شوند. در انتها، شاعر به اهمیت پیروی از راه نمایی و ارشاد الهی اشاره دارد و می‌گوید که برای رهایی از تاریکی، باید از نور هدایت بهره برد.