شمارهٔ ۱۷۳ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جنون فوق عایات الجنونی
جنون من حبیب ذوالفنونی
به عشقت زان ز هر مجنون فزونم
که در خوبی ز هر لیلی فزونی
برون از خویشتن عمریت جستم
نمیدانستمت کاندر درونی
نگارا دیده اندر جستجویت
چه میگردد که تو عین عیونی
الا ای غمزه غماز دلبر
چنان پر مکر و دستان و فسونی
که اندر سحر و مکّاری و افسون
زحد و وصف و اندازه برونی
دلا از چشم سرمستش حذر کن
که هم ترک است و هم سرمست و خونی
دلا در توست چون ساکن دلارا
چرا بی صبر و آرام و سکونی
ترا در چند و چونی مغربی یافت
اگر چه برتر از چندی و چونی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شدت تحت تأثیر عشق خود قرار دارد و از جنون و عشق آتشین سخن میگوید. او به زیبایی معشوق اشاره کرده و بیان میکند که عشقش بیشتر از عشقهای دیگر است. شاعر در تلاش است تا وجود معشوق را در خود بیابد، بیآنکه او را درک کند. او همچنین از خطراتی که زیبایی و فریبندگی معشوق به همراه دارد، هشدار میدهد و به این نکته میپردازد که دلش در حالت بیقراری و جستجو است. در ادامه، شاعر عشق را فراتر از مرزهای زمان و مکان میداند و بر این باور است که قلبش در وجود معشوق ساکن است.