شمارهٔ ۱۷ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای صفاتت حجاب چهره ذات
ذات پاکت ظهور بخش صفات
آفتاب رخت چو تابان گشت
منهدم شد ز نور او ظلمات
لب تو بر جهان مرده دمید
نفسی زان بیافت حیات
آنجهان در خروش و جوش آمد
پیش مهر رخ تو چون ذرّات
عالمی را چو نفی بود عدم
لب جانبخش تو نمود اثبات
جنبش از توست جمله عالم را
ورنه دارد عدم سکَون و ثبات
از چه شد عالمِ فقیر غنی
گر نکردی برون ز گنج ذکوات
وانچه او آدمش همی دانند
نسخه عالم است و مظهر ذات
مغربی آنچه عالمش خوانند
عکس رخسار تست در مرآت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف صفات الهی و تاثیر آن بر جهان میپردازد. او بر این باور است که صفات خداوند، نشاندهنده ذات پاک او هستند و نور این ذات، تاریکیها را از بین میبرد. لبان حضرت، حیات و زندگی را به جهان مرده دمیده و وجودش باعث جنبش و تکاپوی جهان شده است. اگر عالم وجود دارد، بهدلیل رحمت و بخشش الهی است که از گنجینههای وجود خداوند جاری میشود. در نهایت، عالم به عنوان تجلی ذات الهی توصیف میشود که تصویرش در آینه وجود نمایان است.