نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیاور ساقی آن جام صفا را

دمی از ما رهایی بخش ما را

خدا را گر توانی کرد کاری

بکن کاری بکن کاری خدا را

چو چشم خویشتن سرمست گردان

دل و عقل و روان و دیده‌ها را

جهان پر قلب و پر قلاب کرده

بیا بر قلب‌ها زن کیمیا را

توانی ساختن از ما شمایی

اگر میلی بُوَد ما و شما را

گدا سلطان شود گر زان که روزی

نشانَد بر سریر خود گدا را

نگار اول پر از نقش و نگار است

ببر نقش و نگار از دل نگارا

بیا از نقش گیتی پاک گردان

میان آینه گیتی‌نما را

چو از نقش جهانش پاک کردی

به نقش روی خود رویش بیارا

برابر آسمان دل چو خورشید

ز کوکب پاک کن لوح سما را

بیا بر مغربی انداز تابی

به نام مهر گردان این سها را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ساقی می‌خواهد که جامی پر از صفا بیاورد تا بتوانند از غم و اندوه رهایی یابند. او به قدرت و توانایی خدا اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که به کارهای بزرگ بپردازد. شاعر همچنین به زیبایی و تصاویری که در دل وجود دارد اشاره می‌کند و می‌خواهد این نقوش و تصاویر کثیف را پاک کند تا دل‌ها خالص و روشن شوند. در نهایت، او به اهمیت معنویت و روشنی دل در مقایسه با دنیای مادی اشاره دارد و از ساقی خواسته تا با تابش خورشید، دل‌ها را روشن کند.