شمارهٔ ۴ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای جمله جهان در رخ جانبخش تو پیدا
وی روی تو در آینۀ کَون هویدا
تا شاهد حسن تو در آیینه نظر کرد
عکس رخ خود دید بشد واله و شیدا
هر لحظه رخت داد جمال رخ خودرا
بر دیده خود جلوه بصد کسوت زیبا
از دیده عشاق برون کرد نگاهی
تا حسن خود از روی بتان کرد تماشا
رویت ز پی جلوهگری آینهای ساخت
آن آینه را نام نهاد آدم و حوّا
حسن رخ خود را به همه روی در او دید
زان روی شد او آینهٔ جملهٔ اسما
چون ناظر و منظور توئی غیر تو کس نیست
پس از چه سبب گشت پدید این همه غوغا
ای مغربی آفاق پر از ولوله گردد
سلطان جمالت چو زند خیمه به صحرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر زیبایی و جلوههای جمال معشوق را توصیف میکند. او به وضوح از تاثیر زیبایی معشوق بر جهان و دل عاشقان صحبت میکند و بیان میکند که هر کس که به جمال معشوق نگاه کند، به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد. معشوق چنان زیبایی دارد که در آینهها نیز جلوهگر میشود و این امر سبب ایجاد غوغا و شگفتی در جهان میگردد. شاعر با اشاره به نمادهایی مانند آدم و حوا، به عمیقترین مفاهیم زیبایی و عشق اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که در واقع، تمامی این زیباییها فقط در پرتو معشوق وجود دارد.