شمارهٔ ۳۱ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هیچ میدانی که عالم از کجاست
یا ظهور نقش عالم از کجاست
یا حروف اسم اعظم در عدد
چند باشد یا خود اعظم از کجاست
گنج دانش را طلسمی محکم است
این طلسم گنج محکم از کجاست
آندمی کز وی مسیحا مرده را
زنده گردانید آن دم از کجاست
آن که القا کرد جبرئیل آن که بود
اصل عیسی چیست مریم از کجاست
خاتم ملک سلیمانی ز چیست
حکم و تسخیر است خاتم از کجاست
چیست اصل فکرهای مختلف
وین خیالات دمادم از کجاست
آن یکی اندوه دایم از چه است
وین یکی پیوسته خرّم از کجاست
گاه شادی، گاه غمگینی ولی
می ندانی شادی و غم از کجاست
اینکه باشد مردمان را در جهان
گه عروسی گاه ماتم از کجاست
مغربی گر زانکه میدانی بگوی
کاین یکی بش آن یکی کم از کجاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر سوالاتی عمیق و فلسفی درباره ماهیت عالم و وجود میپرسد. او از منابع دانش، علل مختلف احساسات انسانی (مانند شادی و غم) و تأثیرات متقابل انسانها در زندگی و مراسم مختلف سخن میگوید. شاعر به دنبال درک خاستگاههای این پدیدهها و ارتباط آنها با هم است. او به قداستها و مفاهیم بزرگ مانند نام اعظم، سلیمان و عیسی اشاره میکند و به بررسی ریشههای این مفاهیم میپردازد. در نهایت، او از خواننده میخواهد که به بررسی این سوالات بپردازد و به روشنسازی این مسائل کمک کند.