شمارهٔ ۴۰ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
گذشت عهد نبوت و رسید دور ولایت
نماند حاجت امت بمعجزات و بآیت
ز شرک روی به توحید کرده اند خلایق
نهاده اند بتحقیق رخ براه هدایت
نهایت همه انبیا و رسل گذشته
نه پیش امت مرحوم احمد است بدایت
چنانکه چشم نبوت در انبیاست باحمد
بر اولیا ویست انتها و ختم ولایت
هر آن صفت که شه ملک راست غالب اوصاف
همانصفت کند اندر سپاه شاه سرایت
مگوی هیچ ز آغاز که جهانی
رسید کار بانجام و انتها و نهایت
دلم رسید چه بی اسم و رسم و جاه جبه شد
بغایتی که مرا ورانه انتهاست نه غایت
رسیده است بصحت ز راه کشف و تجلی
هرآنچه که از مغربی کنند روایت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره تحولی در تاریخ دین و معرفت است. با گذشت زمان، دوره نبوت به پایان میرسد و دوره ولایت آغاز میشود. مردم به سوی توحید گرایش پیدا کردهاند و دیگر نیازی به معجزات و آیات ندارند. انبیا و رسولان گذشته به نوعی پیشدرآمدی برای هدایت امت محمد (ص) بودهاند که آخرین و جامعترین آنهاست. در اینجا به تاکید بر اهمیت حضرت محمد (ص) به عنوان خاتم انبیا و ولیالله پرداخته شده و بیان میشود که همه صفات الهی در شخصیت او متجلی است. در نهایت، در این مسیر به یک دریافت نهایی و بیداری اشاره میشود که نشاندهنده تحقق کامل معرفت و حقیقت است.