نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل ما هر نفسی مشرب دیگر دارد

راه و رسم دگر و مذهب دیگر دارد

میکشد هر نفسی جام دگر از لب یار

بهر هر جام کشیدن، لب دیگر دارد

شاهد ما بجز از خال و خط و غبغب خویش

خال و خطِّ دگر و غبغب دیگر دارد

هر زمان جان دگر از لب جانان رسدش

بهر هر جان که رسد قالب دیگر دارد

در جهان دل ما مهر و سپهر دگر است

عرش و فرش و فلک و کوکب دیگر دارد

بجز این روز که بینی، بودش روز دگر

بجز این شب که تو دانی، شب دیگر دارد

دل سواریست که در گاه توجه کردن

جانب هر طرفی مرکب دیگر دارد

لوح محفوظ دل مغربی از مکتب دوست

گشت مسطور، که دل مکتب دیگر دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر این است که دل انسان در هر لحظه تمایلات و خواسته‌های جدیدی دارد و به نوعی به تغییر و تحول دائمی اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که هر نفس، خواسته‌ای متفاوت و نوعی دیگر از عشق را تجربه می‌کند. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که زیبایی‌ها و جذابیت‌ها نیز در چشم هر فرد به شکلی متفاوت جلوه‌گر می‌شوند و هر جانبی که پذیرفته می‌شود، شکل و رنگ خاص خود را دارد. به عبارت دیگر، زندگی پر از تنوع و تغییر است و هر لحظه به انسان تجربه‌ای نو ارائه می‌دهد.