شمارهٔ ۸۶ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز دریا موج گوناگون برآمد
ز بیچونی برنگ چون برآمد
چو نیل از بهر موسی آب گردید
برای دیگران چون خون برآمد
که از هامون بسوی بحر شد باز
گهی از بحر بر هامون برآمد
چو زین دریای بیچون موج زن شد
حباب آسا بر او گردون برآمد
از این دریا بدین امواج هر دم
هزاران گوهر مکنون برآمد
چو یار آمد ز خلوتگاه بیرون
بهر نقشی درین بیرون برآمد
گهی در کسوت لیلی فرو شد
گهی از صورت مجنون برآمد
بصد دستان نگارم داستان شد
بصد افسانه و افسون برآمد
بدین کسوت که می بینیش اکنون
یقین میدان که هم اکنون برآمد
بمعنی هیچ دیگرگون نگردیدد
بصورت گرچه دیگرگون برآمد
چو شعر مغربی در هر لباسی
بغایت دلبر و موزون برآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف امواج دریا و تغییرات آن میپردازد. او از تنوع و زیبایی این امواج میگوید که همچون فرآیندی طبیعی، گوناگون و پویندهاست. همچنین، شاعر به وضعیت انسانی اشاره میکند و میگوید که انسانها نیز در زندگی خود همچون این امواج تغییر میکنند، حتی اگر ظاهرشان عوض شود. او به عشق و جذابیت در قالب داستانها و افسانهها میپردازد و تأکید میکند که درون افراد همانند دریا همیشه غنی و پر از زیباییهای پنهان است، حتی اگر تغییرات ظاهری داشته باشند. در نهایت، شاعر به زیبایی شعرهایش اشاره میکند که در هر لباسی به دلپذیری و موزونی باقی میمانند.